
اي مهربانتر از برگ در بوسههاي باران
بيداري ستاره، در چشم جويباران
لبخندِ گاه گاهت؛ صبح ِ ستاره باران
فريادها بر انگيخت از سنگ ِ کوهساران
کاين گونه فرصت از کف دادند بي شماران
"بيرون نمیتوان کرد، حتي به روزگاران"
زين عاشق ِ پشيمان، سرخيل شرمساران
ديوار ِ زندگي را زين گونه يادگاران
تا در زمانه باقيست آواز ِ باد و باران

No comments:
Post a Comment